جداافتاده

زمانه ی ما، حداقل در تاریخ ایران بدیل نزدیکی ندارد. زمانه ای که گذار در آن مهمترین ویژگیست. محیط و موقعیت، فعال و آدمیان منفعل تر. زمانه ای که رویه ها در آن متفاوت است. زیستن در این طور موقعیت های زمانی سخت است، چرا که می طلبد آدمی سازگاری و تنبلی را کنار بگذارد و فعال در صحنه ی زندگی حضور یابد. چرا فعال؟ چرا که زمانه ی انفعال به سر رسیده. ملت ایران 35 سال پیش خواست که خود سررشته ی سرنوشت خویش را به دست گیرد و این یعنی آگاهی، این یعنی یک قدم به جلو رفتن و فهمیدن آن که می شود، ما برای خودمان تصمیم بگیریم. اما اکنون هم با 35 سال پیش تفاوت دارد، چرا که حال فهمیده ایم که برای رقم زدن سرنوشت خودمان چیزی از قبل حاضر و آماده نشده بلکه خود باید طرحی نو دراندازیم. حالت امروزه ی ما به همین خاطر بسی آشفته شده، آینده را نمی توانیم پیش بینی کنیم و اکنونمان نیز بسیار متزلزل است و لذا در تردید و اضطرابیم. 

کتاب "یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ" به همین خاطر کتاب مهمی است، چرا که روشی به ما می دهد برای زندگی در همین روز ها. کتابی که به قول جورج لوکاچ استاد الگویی پیشرو برای داستان های جدید پیش رو قرار می دهد. در اوج دیکتاتوری استالینیستی و در اردوگاه زندانیان در سیبری آدمیانی زندگی می کنند که آینده ای برای خود متصور نیستند و در بدترین شرایط محیطی و با مشقت بارترین  کارها دست و پنجه نرم می کنند،اما در این میان داستان مردی را می شنویم که حتی در این شرایط به زیباترین وجه ممکن و با امید فراوان به زندگی ادامه می دهد و تند ترین باد ها هم نتوانسته او را از پا بیندازد، مردی که مبارزه می کند و از پای نمی نشیند. اخلاق و شرافت را فراموش نمی کند و فقط به مدد سبک متفاوت زندگی که برگزیده بر محیط فایق می آید. در طول داستان هر لحظه محیط در برابر شخصیت رنگ می بازد تا این که در پایان ما نیز همچون مردی که حال قهرمان ماست، خوشحالیم  چرا که یک روز دیگر را به خوبی به پایان بردیم. این رویکردی جدید به زندگیست. 

اثر دیگری که فرزند زمانه ی خود است و راهنمایی برای چالش جدید زندگی،"چ" اثر ابراهیم حاتمی کیاست که البته شاید از نگاه فنی ضعف هایی در فیلمنامه داشته باشد، از قبیل عدم توفیق در خلق فضا یا شهید چمران منفعل، اما در بطن و محتوا فیلمی به شدت قابل توجه و قابل احترام است. داستان آدم هایی که در سخت ترین شرایط مبارزه می کنند و تا پای جان به دفاع از مردم همت می گمارند. در این فیلم مردم از همه مهم ترند و چمران تا آخر به دنبال دفاع از آنان است. نه گروه خاص و نه منافع خاص، بلکه فقط و فقط مردم. قهرمان ما قهرمان می شود به خاطر این که با مردم است و در دل مردم است. این فیلم ذکاوت فوق العاده کارگردان خود را به نمایش می گذارد که این گونه زمانه ی خود در یافته و توانسته قدمی از تمام هنرمندان زمانش جلوتر بگذارد راهی پیش پای ما بگذارد. این فیلم را حتما ببینید. 


/ 1 نظر / 9 بازدید
یاسین

محیط فعال؟ انسان منفعل؟ زمانه ای که به انفعال رسیده شاهد و دلیلت برای این حرف ها چیه؟