عامه پسند، کتابی در فصلی تازه

بوکوفسکی منو خلع سلاح کرد.ابتدای کتاب عامه پسند این جمله نوشته شده:

تقدیم به بد نوشتن

این صاف و ساده همون چیزیه که بوکوفسکی نوشته. داستان های سطحی، کلیشه ای و هم آوردن سر و ته همشون. این، روش این کتابه. 

چارلز بوکوفسکی در یک اقدام هوشمندانه، با بد نوشتن داستانش به فرمی رسیده مطابق با محتوای داستانش. نویسندگیش تو این کتاب افتضاحه، داستاناش پرداخت نمی شن، شخصیت پردازی نداره( به غیر از خود نیک بلان)، لحظه های دراماتیکش ابتره اما............... این دقیقا همون چیزیه که هدف بوکوفسکیه. چارلز در این کتاب با به شوخی گرفتن فرم داستانش، دید پست مدرنیستی خودشو ارائه می ده. زیر پا گذاشتن قواعد داستان نویسی در اصل حمله به قواعد دنیای مدرنه. البته در همین زبان ابتر هم مسائلی مطرح می شه که البته منافی دید پست مدرنیستی نویسنده نیست و آنجا هم به نوعی ساختارشکنی در درام سازیو می بینیم؛ کاراگاهی که فقط خوب می تونه کافه و بار پیدا کنه، مرگ که به جای قیافه ای هولناک به شکل زنی زیبا مجسم می شه، اتفاقاتی که نه به دست هوش و فراست شخصیت اصلی که به دست شانس و تصادف فیصله پیدا می کنه و.... . 

در آخر به نظرم این شیوه ی جدیدی از روایته که قصد داره با عبور از فرم متعارف و به اصطلاح "ساختار زدایی" به فرم جدید یا اساسا یک نوع دیگری از داستان پردازی با پرداخت متفاوتی به محتوا؟!(اگر اصلا قبولش داشته باشه) برسه و رکود داستان نویسی معاصرو از بین ببره.

/ 0 نظر / 3 بازدید