و اینک آخرالزمان

تراژدی. فضای غالب معاصر انگار فضایی تراژیک است. جایی برای رشد، شکوفایی و پیشرفت نیست. بله، علوم رشد می کنند، تکنولوژی رو به رشد است، اما انگار آدم ها تصویرشان را از سعادت، از آخرین منزلی که بشریت برای آن تلاش می کند، از دست داده اند. همه تصاویر قبلی برایش خسته کننده و ناکاراست. از عقلانیت خسته شده و عمل تنها بر اساس احساس را خوش ندارد. انسان امروز به نطر می رشد تعادل خود را از دست داده است و از همین به تنگ آمده است. بهترین فیلم های معاصر و رمان ها همه چهانی سیاه و قصه ای تراژیک دارند. حتی کمدی ها هم به هیچ وجه در پی پنهان کردن ظلمت این عصر نیستند. سرعت زندگی بسیار بالاست. بعضی اوقات حتی متوجه نمی شویم که چگونه روز را به شب رسانده ایم. این غرق شدگی در روزمرگی و در نتیجه ترس از ایستادن و نگاهی به دور و بر انداختن، مبادا که از دیگران عقب بیفتم و مبادا که حیران بمانم و چیزی نیابم. پس چرا تن آسودگی را کنار بگذارم و خدایان امروزم را کنار بگذارم؟ ترس و اضطراب دو یار همیشه انسان مدرن و حتی جوامعی چون جوامع ما بین سنت و مدرنیته، است. اینجاست که آزادی، اراده معطوف به قدرت رخ می نماید و نگاهی به سیر انسان در تاریخ نگاه ژرف را عاید می کند. 

تاریک ترین زمان شب، قبل از طلوع است و من به شما قول می دهم که طلوع نزدیک است. از فیلم شوالیه تاریکی

/ 0 نظر / 13 بازدید