ابتذال شر

اواسط قرن نوزدهم بود که پس از انقلاب صنعتی، اقتصاد به عنوان علمی که می تواند زندگی آدمیان را دگرگون کند، وارد بحث های جدی متفکران شد. در دهه های ابتدایی همین قرن آدام اسمیت اولین گام را در تئوریزه کردن علم اقتصاد برداشته بود و اصل موضوع ندرت را مطرح کرده بود؛ همواره نیازهای انسانی دربرابر پتانسیل های زمانی جامعه ارضا نشده باقی می مانند و لذا نیاز به علمی هست که نیاز ها را اولویت بندی و تدبیر کند. کم کم نقش اقتصاد آن چنان جدی گرفته شد که کارل مارکس در ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی خود از نقش بی بدیل اقتصاد در طول تاریخ سخن گفت و سعی در تبیین تحول تاریخی در این چارچوب کرد و اما اکنون نیز اقتصاد هر چه بیشتر خود را در عرصه زندگی ما بیشتر می نماید. سیستم های پیچیده و بروکراسی های در هم و برهم حکومت ها که بیشینه آنها وظایفی اقتصادی دارند، امروز بی شک همه ی ابعاد زندگانی ما را تخت تأثیر قرار داده اند. 

داستان "کروکودیل" اثر فیودور داستایوسکی که در اوایل همین اتفاقات نوشته شده را می توان با استناد به همین نگاه، شاهکاری پیشرو قلمداد کرد. در جای جای این داستان اشاره می شود که "اصول اقتصادی حاکم است.". جان آدمی در مقایسه با مالکیت خصوصی و جذب سرمایه ی خارجی بی اهمیت می شود تا جایی که پیشنهاد می شود، انسانی که در شکم کروکودیل گیر افتاده، به عنوان فرزند وطن خود را وقف پیشبرد اقتصادی کند. داستایوسکی در این داستان به زیبایی عناصر زندگی مدرن را به سخره می گیرد و همچنین از تأثیر موج اروپایی زدگی در کشورش نیز به شدت انتقاد می کند. کروکودیل در این داستان همچون نمادی از نظریات جدید غربی نمایانده می شود که چیزی جز تهیگی در آن یافت نمی شود و نه قلب دارد و هیچ چیز دیگر و بنابر اصل امتناع خلأ همه را می بلعد. برای مقاومت کردن در برابر هضم و تبدیل شدن به .... باید کت و شلوار روسی را با کت و شلوار انگلیسی عوض کرد و آنجا جا برای بقیه هم هست. ظلمات شکم کروکدیل نور نظریات جدیدی را در دل مردی که در آن گیر افتاده می اندازد و بدین وسیله او می تواند خود را بنماید و همسرش را بانوی مشهوری کند. این داستان نگاهی ریزبین و تحلیل گر به مادی شدگی انسان جدید و زدایش ارزش های والا از زندگیش دارد و می تواند درکی روشن بین نصیب خواننده کند. بخوانید حتما. 

مورد دیگر فیلم " گرگ وال استریت" آخرین اثر مارتین اسکوسیزی است. در این فیلم با بازی درخشان لئوناردو دی کاپریو، بار دیگر اثر اقتصاد را در زندگی انسان جدید می بینیم. انسانی که خوب و بد از زندگیش ارزش زدایی شده و لذت و درد جای آن را گرفته. شر به قول هانا آرنت به ابتذال کشیده می شود زیرا اصلا چنین درکی در آدمیانی که مرتکب آن می شوند وجود ندارد؛ آنان اصلا به خیر و شر نمی اندیشند. این انسانی می شود که رؤیای آمریکایی می سازد و از این جهت فیلمی است ضد آمریکایی. این فیلم را نبینید. 


/ 0 نظر / 21 بازدید